6/02/2011

(پیش از کیرکگور، افلاطون هم برای اجتناب از این‌که آثارش جنبه‌ تعلیمی مستقیم پیدا کنند آن‌ها را به صورت گفتگو ارائه کرد.)

کیرکگور در کتاب "یا این و یا آن" می‌گوید، اصولن به دو روش می‌توانیم زندگی بکنیم: 1- روش استیک 2- روش اخلاقی.

در کتاب " اندیشه هستی" اثر ژان وال ترجمه باقر پرهام، زندگی استتیک زندگی "کسی که به هوای دل می‌زید" معنا شده است که کاملن رساننده منظور است.
... (متن کتاب، بی دخل و تصرف)
این گونه زندگی متکی به جهان بیرون است. "همه چیز را از بیرون انتظار دارد." بنابراین منفعلانه و عاری از آزادی است و متکی به عواملی است که در نهایت، خارج از کنترل ما قرار می‌گیرند. چیزهایی مثل قدرت، دارایی و حتی دوستی. امکانی و اقتضایی است و وابسته به امور "عَرَضی". چیزی "ضروری" در آن نیست. اگر ما این نکات را بفهمیم متوجه عدم کفایت نهایی زندگی استتیک خواهیم شد. فردی که بدین روش می‌زید دیر یا زود متوجه فقدان معنا و یقین در زندگی‌اش خواهد شد. این توجه منجر به نومیدی می‌شود.

No comments:

Post a Comment